قهرمان ميرزا عين السلطنه
539
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
فرار مىكند . ناهار را منزل شاهزاده آقا خوردم . پيشخدمت خيلىخيلى كثيفى داشتند . . . « 1 » دايهء ميرزا على اصغر خان بود . منزل آمدم دو ساعت خواب كردم . هواى شهر هم بد نبود . گرماى شهر [ مثل ] همان وقت بود كه طهران بوديم . امروز نصف آن روزها گرم نبود . خانلر خان هنوز براتها را نگرفته بود . دو ساعت و نيم به غروب مانده خانهء حضرت و الا رفتم . محمد حسن بيك فراشباشى تفصيلات بيان مىكرد . محمد حسن ميرزا جهت گرفتن بنچاقهاى ايزدده شب شهر ماند . خيابان جمعيت داشت و گرد و خاك بود . يك ساعت از شب رفته منزل رسيدم . درشكهء خوبى با ما فى الدرشكهء خيلى ممتازى همه جا همراه بود . دم خانهء مجد الاشراف كه وكيل لشكر حالا گشته پياده شدند . چهارشنبه 5 محرم - جناب آمد . صحبت زياد شد . بعد حمام رفته از آنجا باغ حضرت و الا . همشيره ماهوش خانم چند روز بود دلدرد داشت . امروز صبح به شدت سخت مبتلى شده بود . سه ساعت تمام امروز سخت گرفته بود . ميرزا سيد محمد صدر - الحكماء آمد . پس از چهار مرتبه استفراغ و خوردن چندين قسم دوا ساكت شد . باز عصر كمى باقى بود . شهرت ظلم امير خان سردار شاهزاده والى عصر شهر رفت . فخر الملك نوشته بود دوم ماه صفر المظفر طهران خواهيم آمد . از لار اردو به فيروزكوه رفت . خانهء سيف الملك امير خان سردار آتش گرفته سه طبقه عمارت بيرون خراب شده سه نفر تلف شده چندين نفر زخمى مىباشند . گفتند از آتش چپق يك نفر بنا اين حريق اتفاق افتاد . آتش چپق در زيرزمين مىريزد . چادر زيادى آنجا بوده . چادرها كه آتش گرفته قورخانهء سيف الملك كه مىگويند متجاوز از سى هزار فشنگ بوده آتش مىگيرد . گذشته از اين فشنگها باروت زيادى هم آنجا بوده ديگر حالت معلوم است . ظلم و ستم و جمعآورى مال از اين راه عاقبت ندارد . دنيا دار مكافات است . روضهخوانيها يكشنبه 9 محرم - عصر به اتفاق تولوى خان به شهر رفتيم . نيم ساعت به غروب مانده خانهء حضرت و الا پياده شديم . محمد حسين ميرزا شهر بود آمد . شب قبل از شام مسجد شيخ عبد الحسين كه چسب به خانهء خودمان است و سه سال است تجار و كسبهء ترك روضهخوانى مفصل در آنجا مىكنند رفتيم . الحق خوب مجلسى فراهم آوردهاند . مسجد آقا سيد عزيز الله [ را ] كه جناب صدر العلما آنجا نماز مىخواند تجار اصفهانى بستهاند . مسجد جمعه را تجار كاشانى روضه مىخوانند . يك ساعت استماع ذكر مصيبت شده ، بعد قدرى گردش رفتيم . جمعيت زياد بود دستهجات سينه زن فراوان . شب هوا بد نبود . باد خنكى مملو از گرد و خاك مىآمد . در پشتبام استراحت شد .
--> ( 1 ) - نقطهچين در اصل است .